غارتگران جهان، در منطقهء ما متحد می شوند!
 عربستان سعودی اجازه می دهد، تا اسرائيل ايران را بمباران کند. برنامهء اتمی ايران، بهانه برای حضور بيشتر و فعالتر غارتگران در منطقهء ماست!
يادداشت هفته:
سالهاست که ايالات متحدهء امريکا تحت بهانهء برنامهء اتمی ايران، خواهان فشار ها و تحريم های بيشتر عليه اينکشور ضد امريکايی است، کشوری که در منطقهء ما روزگاری همدوش امپرياليزم جهانی، باعث خونريزی ها و ويرانی ها در افغانستان شده است.
جای شک نيست که غارتگران جهان، با وصف وجه مشترک (غارتگری)، اختلافات بر سر تقسيم غنايم منطقه نيز دارند و در مقاطع مختلف تاريخی، حتی درگير جنگهای خانمانسوز تا سرحد جنگ های جهانی نيز شده اند، چنانچه وقوع دو جنگ اول و دوم جهانی ميان کشور های سرمايداری، در حقيقت بر سر تقسيم مجدد جهان بين کشور های غارتگر بوده است.
از اينها که بگذريم، حالا نوبت منطقهء ماست، منطقه ايکه بعد از خليج فارس دومين منطقهء نفت خيز جهان است، نفتی که ايالات متحدهء امريکا ديوانهء کنترول بران می باشد. از همين سبب ايالات متحده تحت بهانهء «جنگ عليه تروريزم» به افغانستان لشکر کشيد و روز تا روز در صدد اشغال مرحله به مرحلهء کشور ماست.
نظام عقبگرای اسلامی ايران، با اينکه از لحاظ ماهيت نظام سياسی خود، وابسته به نظام سرمايداری است، اما همانگونه که در بالا اشاره کرديم، در غارتگری با غارتگران ساير قاره ها در اختلاف است و از همين سبب می خواهد خود آقا و بادار منطقه باشد، نه نفت سالاران ايالات متحده و يا عربستان سعودی و ديگران!
اکنون که ايران برنامهء گويا صلح آميز اتمی دارد، برای حريفانش در واشنگتن، تل ابيب، رياض و لندن، يک بهانه پنداشته شده و آنرا برنامهء هستوی نظامی می دانند و لذا خواهان مجازات ايران که در اصل سرکوب چنين حريفی در منطقه است، می باشند. از همين لحاظ، روزنامهء «تايمز» چاپ انگليس، اخيراً نوشته است که عربستان سعودی اجازه داده است تا طيارات نظامی اسرائيل با استفاده از حريم فضايی کشورش، تأسيسات اتمی ايران را بمباران نمايند.
اين خصومت سعودی در برابر ايران انکشاف تازه نيست. اين دو کشور علاوه از اختلافات مذهبی (تسنن و تشيع)، بر سر بازار يابی و فروش نفت نيز اختلافات زيادی دارند. اما اينکه چنين تصميم چه عواقبی در منطقه خواهد داشت و بخصوص کشور ما افغانستان را چگونه متأثر خواهد ساخت، فقط برای ما افغانها و نيروهای صلحدوست و ترقيخواه قابل درک خواهد بود.
کشور ايران، با اينکه در طول تاريخ و بخصوص سی سال گذشته در برابر کشور همسايه اش افغانستان غير مسؤولانه و بسيار ظالمانه برخورد کرده است، امروز ناگزير است بگونهء مجازات شود: در حال حاضر، نه تنها ايالات متحده بحيث بزرگترين دشمن ايران اسلامی، بلکه روسيه که زمانی بهترين و يگانه دوست ايران در جهان بود، نيز از آنکشور دفاع نمی کند و در کنار رقبای غربی آن ايستاده است، چنانچه تائيد تحريم های ايران از جانب مسکو و توقف فروش راکت های از نوع «اس 300» از جانب آنکشور، بزرگترين تغيير در سياستهای مقامات رهبری روسيه را در قبال کشور ايران نشان می دهد.
جای شک نيست که روسيه بعد از بحران سالهای نود (فروپاشی شوروی) يگانه بازار فروش سلاح خويش را در کشور های نظير ايران و کوريای شمالی داشت. اين کشور ها از ترس تهاجم نئوليبراليسم ايالات متحده، به ارزش مليارد ها دالر سلاح از روسيه خريدند و اکنون که اقتصاد روسيه دوباره استوار شده و می تواند با امريکا چانه بزند و مجدداً دعوی ابر قدرتی نمايد، قادر شده است در مسايل جهانی امتياز بگيرد و امتياز بدهد.
امروز روسيه حاضر شده است در مقابل لغو پلان استقرار موشک های قاره پيمای «ناتو» در جمهوری چک، ايران را قربانی بدهد و در برابر تحريم ها و توقف ارسال راکتهای قاره پيمای «اس- 300»، در کنار رهبران قصر سفيد قرار گيرد. بنابر همين تصميم روسيه که امريکا از آن استقبال کرد، قرار است عنقريب رئيس جمهور روسيه جناب مدودف، از واشنگتن ديدار رسمی کند.
با آنچه گفته آمديم، جيوپولتيک منطقهء ما که هميشه در حال تغيير بوده است، اينک يکبار ديگر دستخوش حوادث می شود و معلوم نيست کار بکجا خواهد کشيد و سرنوشت کشور ما افغانستان که در اين بازی ها هميشه قربانی داده و يگانه بازنده نيز بوده است، بکجا منتهی خواهد شد./
ن. روشن
12 جون 2010
|